Mitra Global CMS
Mitra Global CMS
 
مردي در زنجير ایمیل

 روایاتی کوتاه از حیات طیبه شهيد غلامحسين خزاعي

khozaee.jpg

 

 

 

 

وصيت نامه هايمان را قبل از والفجر هشت، با هم نوشتيم. بعد از شهادتش، وصيت نامه اش را به دستم دادند و گفتند خط آخر آتش را بخوانم.
  « زنجير هايي را که خريده ام. به دست و پايم ببنديد و در قبر قرار دهيد. »

ادامه مطلب...
 
کاش فرمانده نبودم ایمیل

برگـرفته از رمان نفيس نان سرخ / کتاب شـهيد علي بينا  / نوشته ي محمّدرضا محمّدي پاشاک

book-nan-sorhk.jpg

 

 

گفتم: يک شهادت طلب مي‌خواهم برود بالاي خاکريز.
جوانکي از زمين جوشيد و پيش من ظاهر شد. فرصت نکردم بپرسم از کدام گردان آمده. جست زد و بالا رفت. تيري به طرفش شليک نشد. لبخندي زد و پريد پايين. به خود گفتم: علي بينا، ديدي؟
بلند گفتم: برادرها...

ادامه مطلب...
 
مجهول و ناشناخته ایمیل
مصاحبه منتشر نشده با سردار شهيد حاج قاسم مير حسيني
haj-ghasem.jpg
 
يوسف شريف کسي بود که با شروع دعاي کميل به سجده مي رفت و ساعتي بعد از دعا نيز هنوز در سجده بود. روزي که پيکر مطهر او را تشييع مي کرديم، من برادرش را صدا زدم و پيشاني پينه بسته ي او را به برادرش نشان دادم که در اثر سجده هاي طولاني به اين حالت در آمده بود. بعضاً شايد 5 - 4 ساعت او در حالت سجده بود.
ادامه مطلب...
 
به خاطر خون ایمیل
آقای قرائتی در جمع رزمندگان لشکر ثارالله
gharati.jpg
 
روزي پيامبر مي‌رفتند جايي. کفش‌هايشان را درآوردند و پا برهنه شدند.
اصحاب گفتند: يا رسول‌الله، چرا کفش‌هايتان را درآورديد؟
فرمودند: اين جا پادگان است و رزمنده‌ها در آن تيراندازي مي‌کنند؛ زميني که در آن تيراندازي ياد مي‌گيرند، مثل مسجد است و من به احترام اين پادگان کفش از پايم درمي‌آورم.
ادامه مطلب...
 
راه کربلا حالا حالاها باز نمي‌شود ایمیل

پاي صـحبت رقـيه يزداني، مادر شـهيد محمّـدرضـا قربان‌زاده

ghorbanzade.jpg

 

مي‌گفت: نمي‌توانم. اگر نروم، بچّه‌هام دست تنها مي‌مانند. راه کربلا هم حالا حالاها باز نمي‌شود.
چي کار مي‌توانستم بکنم؟ مادري مي‌کردم، دلش را پيش خودم نگه مي‌داشتم. بهش مي‌گفتم: بمان برات خانه درست بکنيم!
مي‌خنديد و مي‌گفت: خانه برام درست کرده‌اند؛ درهاش را هم نشانده‌اند.
هوشم نمي‌کشيد که بهشت زهرا را مي‌گويد. فکر مي‌کردم راستي راستي برايش خانه‌يي دست و پا کرده‌اند.
گفتم: حالا که درهاش را نشانده‌اند، بيا يک زندگي برات درستم کنم.
گفت: حالا باشد، بعد خودم خبرت مي‌کنم.

ادامه مطلب...
 
چقدر لهجه‌ي کرماني شيرين است! ایمیل

رزمندگان کرماني به روايت شهيد سيّد مرتضي آويني 

aviny-83.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دو روز بعد، شبِ مرحله‌ي سوّم عمليات، ما بار ديگر در کانال‌هاي تپّه‌ي قلاويزان به بچّه‌هاي کرمان و زاهدان برخورديم و آنان بار ديگر با ميهمان‌نوازي، با خنده‌هايي پُرطراوت و لهجه‌ي شيرين کرماني از ما استقبال کردند و ما را در جمع گرم خود پذيرفتند.

ادامه مطلب...
 
روایتی از آخرین لحظات زندگی سردار شوشتری به روایت ابراهیم شهریاری معاون قرارگاه قدس ایمیل

پس از انفجار دنبال سردار شوشتری بودم که متوجه شدم، رو به قبله نشسته و در حال گفتن شهادتین است. 


 

ادامه مطلب...
 
شهید مسعود ایمیل

سال 63 بود، رفت پیش امام و عکسشو داد به امام

گفت: اگر میشه محض تبرک یه جمله بنویسید تا از شما پیر جماران یادگار داشته باشم.

امام گوشه عکس نوشتند «خداوند این شهید مسعود را رحمت فرماید    روح الله موسوی الخمینی»

حیرت زده مانده بودیم که چه سٌری در کار است!؟

و اکنون پس از 26 سال همه از این سٌر مرید و مراد با خبر شدیم که، امام خود شهدایش را انتخاب می کند.

......................................................................................

پی نوشت:

شهید حسین اسدی پس از سالها تلاش و فعالیت برای زنده نگه داشتن یاد شهدا و سر و سامان دادن به گلزار شهدای شهرخانوک و برپایی مراسم شهدا در حادثه تروریستی اخیر در منطقه سیستان و بلوچستان به خیل دوستان شهیدش پیوست.

 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 9 از 20
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS

تصویر اتفاقی

عضویت در خبرنامه






حاضرین در سایت

حاضرین در سایت : 1 نفر مهمان

آمار

عضو: 2
مطلب: 51
سایت: 0
بازدیدکنندگان: 22344

لینک Rss مطالب